خرید بک لینک

بعد کنکور باید 97 سیخ جیگر بخورم(کنکور 97 :|). وسایلامو جم کنم به ون بدزدم و برم سمتای تبت. ونم باید نارنجی باشه. صتدلیای پشتشو بکنم و یه ذره خورده وسایل بندازم اون پشت. یه کتابخونه بزنم . دو دست لباس وردارم . باید ی مغازه پیدا کنم ازش چیپس و ماست موسیر بگیرم. از خانم پشت پیشخوان میپرسم کسی که میره تبت چی نیاز داره؟ چیزی جز چیپس و ماست موسیر؟ و من هی تکرار میکنم ماس موسیر تا یادم نره که باید ماس موسیرم بخرم. یه جور نگام میکنه انگار دیوونم. ازش میپرسم تا حالا کنکور دادی؟ و بازم نگام میکنم. حساب میکنم که کم نیارم چون تو راه تبت دیگه بقالی پیدا نمیشه. باید باورن بیاد. وقتی من کنکور میدم اول تابستونه و بارون نمیاد اونوقتا ولی باید بارون بیاد. من برا سفرم به بارونم نیاز دارم. صدای ضبطمو بلند میکنم. میخونه " آن زن دیوانه که رفت آن مردک دیوانه چه شد" به خودم میگم به من چه! و یه راست میرونم تا تبت

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 20:36

صفحه بندی