خرید بک لینک
دستانی که ردشان روی گلوی خیال مانده و صدای تپش چیزی شبیه به قلب در کف پاها که جا باز کنند برای عقل . این چیزی بود که از من خواسته بودنند. جایی که تنها حیات غیرمادی در زندگیم رویا بود؛ اما رویاهای آشفادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:04

انرژی و وقت، احساسات و راحتیِ زیادی خرج شد تا عمیقا فهمیدم ذهن دغدغه مند، چجور ذهنیه. درگیری با حجم زیادی از مشکلات طبقی بندی نشده که براشون راه حلی نداشتم و این در و اون در می زدم تا بفهمم و یه قدم بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:04

امیرکبیری ها اگر یک روز از من بپرسید پلی تکنیک تهران چجور جاییست؟ به شما خواهم گفت جایی که در آن اکثرا ادم هایی که با وضع مالی خوب، از دبیرستان های خوب، با معلم ها و مشاور های خوب آمده اند. در این جا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:04

"بوی خون میدهد این عشق، خدایا الغوث! "

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 7:04

هیچ دستی به سمت قلب های خجالتی دراز نمی شود.

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 11 فروردين 1398 ساعت: 7:48

خیال می کردم کارم با دمپایی ابری هم راه میفتد ولی باید کفش آهنی به پا می کردم."خب راستش فلز تا چکش نخورد شکل نمیگیرد ولی باید حواست باشد ضربه را کی و کجا می زنی. ممکن است فرم بدی بگیرد، خراش بردارد وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 11 فروردين 1398 ساعت: 7:48

موضوع همینقدر ساده ست؛ دستانی که صاحبشان را بغل نکرده اند، آغوش غریبه ها برایشان زیادی خواهد بود.

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 5:16

جان میکنم که یک جای امن درون خودم پیدا کنم. جایی که بتوان به آن اعتماد کرد.

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 7 بهمن 1397 ساعت: 5:16

پروژه ی جولی نام مجموعه عکس هاییه که دارسی پادیلا، فتوژورنالیست، به مدت 18 سال با عکاسی از دختری به نام جولی گردآوری کرده. "جولی را اولین بار در ۲۸ فوریهی ۱۹۹۳ ملاقات کردم. جولی ۱۸ساله، با نوزاد ۸ روزهای در بغل، پابرهنه و با شلواری که زیپش باز بود، در لابی ِ هتل امبسدور ایستاده بود. او در منطقهی SOR سانفرانسیسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 21:32

ادبیات را به زنان دادند، سیاست را از آنان گرفتند

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 21:32

روی یک کاغذ مینویسم " تو را خجالتی ترین دختر دنیا دوست دارد" بعد میندازمش توی دستشویی و سیفون را می کشم.

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 21:32

بین ابرها، زیر تخت، در کلمات تک تک آدم های دانشگاه، خوب یا بدشان، لا به لای بند های کتانیم، هیچ چیز برایم نیست جز یک رخوت طولانی

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 21:32

یک سیکل تکراری. حرکت سیلندر های ماشین را دیده اید؟ همانم. همانیم. با ظاهر های مختلف. یکی بنز است، یکی پیکان گوجه ای. روزمرگی؟ نمیدانم چه بناممش. سراپا ملال است. یک خستگی تکراری. یک امید تکراری. یک شوق تکراری. آدم چگونه باید تکراری نباشد؟ حرف ها خسته ام میکنند. آدم ها خسته ام میکنند. حتی مسیر ها مرا خسته می کنند. و اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 21:32

شانه هایم لرزید. پاهایم سست شد. چیزی در دلم وُول می خورد و هی چنگ مینداخت به گلویم. صدای دختر بچه ای که قسم های نوجوانیمان را نجوا می کرد و تکه موهایی که لای یک دفتر آبی رنگ خشک شده بودند. آنجا دشت خدایان بود، همان منجلابی که سال ها پیش جسم من دفن شد در عمیقش. زیر آفتابی که رنگ خاطره می پاشید به چشم هایمان. طفره رفتن چه سودی داشت وقتی روح پر شده بود از ترک لادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: پنجشنبه 10 خرداد 1397 ساعت: 13:38

چند وقت قبل خبر بازگشت زنان عراقی به دستگاه های نظامی و ارتش را در یکی از سایت های عربی خواندم. با خودم فکر کردم واکنش زنان و مردان عربی به این خبر چه خواهد بود؟ مدت ها گذشت تا اینکه زنان توسنی توانستند قوانین تبعیض آمیز را از بین ببرند. در همین احوال بود که ویدیویی از منال شریف - رهبر جنبش زنان در عربستان سعودی- دیدم. این ویدیویی که مربوط به یکی از سخنرانی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا کاشانی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 ساعت: 17:42

صفحه بندی